بوی محرم می آید ...

متن مرتبط با «پدربزرگ» در سایت بوی محرم می آید ... نوشته شده است

شش سال گذشت / خدا رحمت کنه پدربزرگ را

  • نیلوبلاگ

    پدربزرگ, رفت و عطر شمعدونی ها کم رنگ شد. دیگه صدای نفس نفس زدن و خسخس های یک عزیز نمیاد. پدربزرگ, برای خودش خونهای خرید و برای همیشه زندگیش رو از ما جدا کرد، اما نمیدونم چرا در آن هوای سرد، کت و کلاه ...

    ادامه مطلب
  • چهار سال گذشت / خدا رحمت کنه پدربزرگ را

  • نیلوبلاگ

    پدربزرگ رفت و عطر شمعدونی ها کم رنگ شد. دیگه صدای نفس نفس زدن و خسخس های یک عزیز نمیاد. پدربزرگ برای خودش خونهای خرید و برای همیشه زندگیش رو از ما جدا کرد، اما نمیدونم چرا در آن هوای سرد، کت و کلاه سبزش رو فراموش کرد؟ از چهره پدربزرگ همیشه خندان و مهربون و مومن، همش یک قاب عکس جا مونده و یه صفحه شناسنامه که صفحاتش با مهر "باطل شد" ورق میخوره. ادامه مطلب...

    ادامه مطلب
  • سه سال گذشت / خدا رحمت کنه پدربزرگ را

  • نیلوبلاگ

    پدربزرگ رفت و عطر شمعدونی ها کم رنگ شد. دیگه صدای نفس نفس زدن و خسخس های یک عزیز نمیاد. پدربزرگ برای خودش خونهای خرید و برای همیشه زندگیش رو از ما جدا کرد، اما نمیدونم چرا تو این هوای سرد، کت و کلاه سبزش رو فراموش کرد؟ xa0 از چهره پدربزرگ همیشه خندان و مهربون و مومن، همش چند قاب عکس جا مونده و یه صفحه شناسنامه که صفحاتش با مهر "باطل شد" ورق میخوره. ادامه مطلب...

    ادامه مطلب