چهار سال گذشت / خدا رحمت کنه پدربزرگ را

خرید بک لینک

پدربزرگ رفت و عطر شمعدونی ها کم رنگ شد. دیگه صدای نفس نفس زدن و خسخس های یک عزیز نمیاد. پدربزرگ برای خودش خونهای خرید و برای همیشه زندگیش رو از ما جدا کرد، اما نمیدونم چرا در آن هوای سرد، کت و کلاه سبزش رو فراموش کرد؟

از چهره پدربزرگ همیشه خندان و مهربون و مومن، همش یک قاب عکس جا مونده و یه صفحه شناسنامه که صفحاتش با مهر "باطل شد" ورق میخوره.

ادامه مطلب
بوی محرم می آید ......

ما را در سایت بوی محرم می آید ... دنبال می‌کنید

برچسب: پدربزرگ, نویسنده: بازدید: 142 تاريخ: شنبه 22 مهر 1396 ساعت: 13:51

صفحه بندی