شش سال گذشت / خدا رحمت کنه پدربزرگ را

خرید بک لینک

پدربزرگ, رفت و عطر شمعدونی ها کم رنگ شد. دیگه صدای نفس نفس زدن و خسخس های یک عزیز نمیاد. پدربزرگ, برای خودش خونهای خرید و برای همیشه زندگیش رو از ما جدا کرد، اما نمیدونم چرا در آن هوای سرد، کت و کلاه سبزش رو فراموش کرد؟

از چهره پدربزرگ, همیشه خندان و مهربون و مومن، همش یک قاب عکس جا مونده و یه صفحه شناسنامه که صفحاتش با مهر «باطل شد» ورق میخوره.

ادامه مطلب
بوی محرم می آید ......

ما را در سایت بوی محرم می آید ... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 165 تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 17:05

صفحه بندی